|
سلام دوستان.
من يك عذر خواهي خيلي شديد به دوستاني كه اومدن و با در بسته روبرو شدند بدهكارم. راستش نذاشتن جلسه رو تو مسجد بگيريم اجبارا در حسينيه ي كنار مسجد نشستيم . خودم هم حسابي ناراحت شدم اما چه مي شه كرد.................................. بازم خدا پدر و مادر آقاي افضلي نيا رو بيامرزه كه كليد حسينيه رو به ما دادن. باز هم ميگم :شرمنده.
در هر حال جلسه ي بسيار خوب و آموزنده اي بود. آقای دكتر مريدي در ميون حرفاشون نكاتي رو ميگفتن كه بد نيست شما هم بدونيد: - خونواده اي با سه خواهر و سه برادر و پدر و مادر - پدر : شغل : بنا ، خيلي از مدارس در لار كار ايشونه ، پل نه تا هم، متموله خيلي زمين داره اما من هيچ وقت پدر رو واسه ي اين مسائل نمي خواستم من پدر رو براي پدر بودن دوست داشتم. - در نوجواني به خيلي كارها رو اوردم ار كتابفروشي رنگ زني تا پوشاك. - در كودكي هدف خاصي رو در سر نداشتم. - بر عكس خيلي از بچه هاي الن كه مي خوان از لار برن من دوست داشتم در لار بمونم. اين يك علاقه ي شخصيه. - بر اثر يه اتفاق عجيب به جاي عمران ، زبان و ادبيات انگليسي امتحان دادم. - ارشد رو اديان و عرفان تطبيقي خوندم. - بعد از اون به ارزش زبان انگليسي پي بردم و اينكه نبايد اون رو وسيله ببينم اون مي تونه يه هدف باشه. پس اين بار ارشد زبان و ادبيت انگليسي رو خوندم. - دكترا رو در ارمنستان گذروندم. - البته چند تا بورس دكترا داشتم كه يكيش بورس ايتاليا ست كه هنوز وقت داره. - در اين مدت 4 مقاله براي خارج و يك كتاب نوشتم. - با تشكيل همين ngo هاست كه مي تونيم از روزمرگي در بيايم. - در لار تاثيرات بر مردم لحظه ايه مردم با يه خنده ميخندن و با يه گريه گريه ميكنن ـ همه منتظرن تو سلامشون كني ـ فقط از هم ايراد ميگيريم. - سعي كنيم ديگران رو تخطئه نكنيم. ـ با همه ي اديان صحبت كنيم كه اين تعصب كور رو از بين ميبره . - اگر ميتونيم نقد سازنده كنيم خوبه. - و اما توصيه به جوانان : اديان مختلف رو مرور كنيد .اديان بسيار ويژگي هاي مشتركي دارن . اين، حس احترام گذاري رو در ما تقويت مي كنه.
* بچه هايي كه تو جلسه بودن : اگه جاييش اشتباه بود تذكر بدن تا درستش كنم. عكس هم يادمون رفت بگيريم!!!!! فعلا!
|