محل برگزاری، دفتر تشکل واقع در شهر قدیم است. در این جلسه هیئت مدیره ی جدید برای مدت 2 سال انتخاب خواهد شد.
هر چه زمان می گذرد و جامعه بیشتر در جریان فعالیت ها و مواضع تشکل لارستان بیدار قرار می گیرد بالتبع عکس العمل ها و واکنش ها نیز افزایش می یابد. بسیاری از مردم و مسئولین، از حضور و فعالیت تشکل ابراز رضایت می کنند و صد البته به حمایت از تشکل می پردازند. آمار روزافزون اعضای تشکل و هواداران و نیز حمایت روحانیون و معتمدین شهرستان گواهی است بر این مدعا. برخی از همشهریان نیز در مقام منتقد و یا مخالف برآمده اند. مبرهن است که باید منتقدین را ستود و از ایده ها و نظراتشان بهره برد و صد البته این را وظیفه ی خود می دانیم. اما داشتن مخالف نیز امری طبیعی است. حتی شخصاً برخی عکس العمل های تند نسبت به تشکل را نشان از سلامت جامعه مان می دانم. بهر حال یک جامعه شامل افراد مختلفی است.
محضر دانشمند ارجمند، و وزیر شایسته ی امور خارجه ی جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر علی اکبر صالحی
حقیقتاً افتخار ارزشمندی است مکاتبه ی با شما، که البته همنشینی با علما عبادت پروردگار نیز محسوب می شود. غرض بنده از تصدیع اوقات حضرت عالی، ارائه ی بخش هایی از پایان نامه ی خویش در باب «نقش مهاجرین لارستانی مقیم کشورهای عربی حوزه ی خلیج فارس در توسعه ی زادگاه خود» و نیز بیان برخی دغدغه های مردم و مهاجرین در این باب است.
این روزها در لارستانِ خشک و گرم، باران می بارد... بارانِ غم ... بارانِ افسوس از فراق ... فراقِ پدر... این روزها مردم لارستان دانستند که یتیمی چه سخت است...
می گویند پدرِ ما فیلسوف بود شاعر بود فقیه بود اجازه ی اجتهاد داشت .... این ها برای من مهم نیست... او پدر ما بود ... در سختیهایمان به او پناه می آوردیم.... اما اکنون،... در عصر جنگ و جدل های بیهوده ی منطقه ای، در میان این همه بی مهری و حق خوری... بی او ... چه باید کرد؟.... من ایده ای ندارم.... نمی دانم...
فقط اینکه خدا صبرمان دهد و یارمان باشد
دیشب شعری را می خواندم ،در سایت گریشنا، ... در وصف آقا، که مرا بارانی کرد... استاد صادق رحمانی آن را سروده... از شعر و شاعری زیادسر در نمی آورم اما، مطمئن هستم خودشان هم با اشک، این شعر را سروده اند که اینقدر بر دل می نشیند
بسم الله...